|
آستريکس و ديگچه
خبر هايی شده نه؟ مثل اينکه مهمون داره مياد ؟
آره يه مهمون اومده !دهکده
رئيس دهکده بالای صخره ها است.خسيس
تاتيکس اومده و با خودش يه ديگچه پر از سکه
آورده می خواد که از گزند روميها اون پولها رو
در امان نگه داره آخه مامور ماليات روميها در
راه است ...
سکه ها رو به شجاع ترين جنگجوی دهکده مي
سپرن اون کيه؟
خودتون می دونين که! آخه اين سوال داره؟خب
خودشه آستريکس!
آستريکس
هم ديگچه رو می بره تو کلبه اش ،ولی
صبح بعد از ساعتها نگهبانی می ره تو کلبه
مي
بينه که ای بابا ديگچه خاليه!
نه!خالی؟ آبروی دهکده که رفت! بايد دادگاه تشکيل
بشه و متاسفانه آستريکس تبعيد ميشه و تا سکه ها
رو پيدا نکنه حق نداره برگرده و اوبليکس هم که
می دونيد اون هم خودش رو تبعيد اجباری می کنه
و ... خودتون بريد کتاب رو بخونيد چرا همش من
بايد داستان رو تعريف کنم ؟! |