۲۴ جلد نخست اين کتابها کار مشترک گوسينی و اودرزو بود و بعد از مرگ گوسينی René Goscinnyدر سال1977 اودرزو به تنهايی به کارش ادامه داد و ۸ جلد کتاب جديد پديد آورد.
اولين آلبوم در سال
1961بيرون آمد و در واقع جمع آوری اولين صفحاتی بود که که در مجله پيلوت به چاپ رسيده بود.(سالروز تولد آستريکس ۲۹ آوريل ۱۹۵۹ می باشد.)
در ضمن زبان اصلی کتابهای آستريکس فرانسه است.
در ادامه به معرفی اين کتابها می پردازيم و شرح مختصری از آنها را خواهيد خواند:

 

Astérix le Gaulois / Asterix the Gaul - 1961
آستريکس ـ سرزمين گل
 

رومی ها جادوفيکس رو می دزدن تا بدينوسيله اسرار معجون جادويی رو بدست بيارن و آستريکس وارد عمل ميشه تا جادوفيکس رو نجات بده.....

 


 
La serpe d'or / Asterix and the golden sickle - 1962
آستريکس و داس طلايی


آستريکس و اوبليکس عازم ماموريتی  به لوتتيا ميشن تا برای جادوفيکس داس طلايی ويژه ای خريداری کنند تا بتواند گياه داروش رو با اون بچينه که از اجزا تشکيل دهنده معجون جادويی است.
 وقتی که به لوتتيا رسيدن آستريکس متوجه ميشه که سازنده داس ها که پسر عموی اوبليکس بود ناپديد شده است.در حين جستجو به اين راز پی می برن که توليد داس در لوتتيا تحت کنترل يک شبکه مافيا است..
.

 

Astérix et les Goths / Asterix and the Goths - 1963
آستريکس و گوتيک ها( ژرمن ها)


جادوفيکس در مراسم ساليانه رقابت جادوگران توسط ژرمن ها ربوده می شود
.آستريکس و اوبليکس مخفيانه وارد خاک ژرمنيا می شوند.بالاخره جادوفيکس را پيدا می کنن و ادامه ماجرا...

 

 Astérix gladiateur / Asterix the gladiator - 1964
آستريکس ـ گلادياتور
 

يکی از فرمانداران رومی تصميم می گيرد که يه هديه ويژه برای سزار بفرستد و آن هديه يکی از اهالی دهکده بود: جيغوفونيکس!
سزار نمی داند با اين هديه بايد چيکار کنه!و برای همين تصميم می گيره برای تفريح شير های سيرک ماکسيموس اون رو جلوی شير ها بندازن.
آستريکس و اوبليکس برای نجات جيغوفونيکس به روم می روند و برای رسيدن به هدفشان مجبور ميشن که به جرگه گلادياتور ها بپيوندندو در روز موعود بجای نبرد با حريفان با اونها يه قول دو قول بازی می کنن و حضار هم کلی حال می کنن و البته سزار خودش هم کلی حال می کنه و برای همين دستور آزادی جيغوفونيکس رو می ده
...

 

Le tour de Gaule d'Astérix / Asterix and the banquet - 1965
 

رومی ها به دهکده حمله می کنن و مسلم بود که شکست می خورن و در نهايت رومی ها تصميم می گيرن که با کشيدن حصاری پيرامون دهکده آنها رو از جهان خارج جدا کنند اما!... آستريکس شرط می بنده که از حصار خارج ميشه و به تمام نقاط گل سفر کنه و از اون جاها سوغاتی بياره.

Astérix et Cléopâtre / Asterix and Cleopatra - 1965
آستريکس و کلوپاترا
 

کلوپاترا بد جوری عصبانی است و با سزار شرط می بنده که در عرض ۳ ماه قصری برای سزار بسازه و به معمارش دستور ميده که اينکار رو انجام بده و او هم پيش جادوفيکس مياد و ازش کمک می خواد و در ادامه جادوفيکس و آستريکس و اوبليکس به مصر سفر می کنن... 


 

Le combat des chefs / Asterix and the big fight - 1966


برای کنترل کل دهکده ها رومی ها تصميم می گيرن که به يک سنت قديمی گلی متو
سل بشن: نبرد رئيس ها...
برنده اين رقابت٬ رئيس دهکده ای می شود که رئيس اون مغلوب شده باشه و رومی ها رئيس طرفدار رومی ها ( رومیفيل)رو تحريک کردند که اين نبرد رو اعلام کنه.
اما مشکل فقط يک چيز است!معجون جادويی جادوفيکس.
.
و متاسفانه اوبليکس دسته گل به آب داده و بی منظور کاری کرد که  به روميها کمک شد و جادوفيکس حافظه اش رو از دست داد و بدبختی اين بود که هر کاری کردن حال جادوفيکس جا نيومد و در همين موقع نبرد تن به تن بين رئيس ها شروع شد...

 

Astérix chez les Bretons / Asterix in Britain - 1966


لشکر سزار با پيروزمندی انگلستان را اشغال کرد و به پيروزی بزرگی دست يافت.
اما يک دهکده توانست در مقابل اشغاگران مقاومت کند و البته به کمک نياز داشت پس ژولينوراکس به گل پيش آستريکس
رفت.
و اونها با همديگه بر می گردن به بريتانيا و يواشکی از بين خطوط رومی ها يه بشکه رو قاچاق می کنند و اما از بدشانسيشون رومی ها می فهمن و تمام نيروهاشون رو بسيج کردن تا نگذارن دوستای ما به دهکده برسن
.اين  يه ماجرای آبکی آبکی آبکی و در واقع يه خرده خيس است ...آهان!يادم رفت بگم انگليسی ها در اين ماجرا بود که تونستن نوشيدنی ملی خودشون رو هم کشف کنن( در واقع مشروب خور شدن!)

 




 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 




























 


  
©Asterix-persia.All right reserved.
Designed by Saman Sajadi